تاریخ انقضای آرزوها

خرید بک لینک

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

به اینجا رسیدیم بعد از تمام مشکلات و سختی هایی که بعضی جاها رسید حتی آرزوی تمام شدن این نفَس رو کردم خیلی وقتها انگار که بین آسمان و زمین بلاتکلیف! دقیقا دوسال پیش اینجا آرزویی داشتم مقدس! اما نمیدونم چه شد زده شدم!! شاید آرزوها هم تاریخ انقضا دارند..! نمیدونم تجربه ش رو داشتید یا نه! یک جایی هست ادم دلش میخواهد یه کاری بکنه یه چیزی بخره یه چیزی بپوشه یه چیزی بخوره اگه تو اون برهه از زمان تونست به خواسته ش برسه فبهالمراد اما اگر نشد به هر دلیل و حکمتی، بعدا مفتی هم بدهند اون ته مه های دلش نمیخواد انگار که اون خواست سرکوب شده باشد! تو ذوقش زده باشند! انگار که با بی میلی تمام پیتزا بخوری!!

(قبل از اعلام نتایج اولیه نوشته شده بود این قسمت)هرچند علاقه م در زمان موعدش سرکوب شد و نشد که بهش برسم ولی هنوز هم حس میکنم یه جایی از قلبم هنوز دارم این علاقه رو و غبطه میخورم به اونایی که معلم اند... هرچند امسالم میتونستم اما نشد به هر دلیلی....!!

*امیدوارم همه تون تو اون لحظه ای که دلتون میخواد به آرزوتون برسید

+چرا مامانم نمیاد پیشم!

امروز 13خرداد 96 سر سفره بودیم امیر حسین با امیررضا بازی میکرد و همدیگرو دنبال میکردند! کف آشپزخونه بالاتر از کف حال هست! داشت می دوید پاش نمیدونم کجا گیر کرد با سینه به کاشی ورودی آشپزخونه خورد! این امیرحسین که گوشی بیشتر از همه براش مهمه (حتی من) انقده گریه زاری کرد و درد داشت که حتی پیشنهاد گوشی منو رد کرد! اما در بین گریه هاش یه حرفی زد خیلی داغون شدم و انگار که یه چیزیم شده باشد!! چرا «مامانم نمیاد پیشم!» اینهمه آدم دور و برش! هرکی داره یه جوری دلداریش میده! نازشو میکشه! برمیگرده میگه چرا مامانم نمیاد پیشم!! با خودم فکر میکنم وقتی مریضم وقتی که وقت رفتنه و هجرت به یه دنیای دیگه انقده روم سفید هست که بگم چرا امامم نمیاد بالاسرم! در خوشی هام یافتمش که در ناخوشی هام بتونم بگم حالا نوبت توعه آقاجان به عهدت وفا کنی !! به دادم برسی!

خدایا کمک کن اونی بشم که کما تحب هست اونی بشم که بتونم بگم آقا بیا و آقا اجابتم کند!

ما آدمها از کسانی که دوسشون داریم انتظار دارم برای همین اگه یه کاری رو که خوب نیس دونفر(یکی کسی که دوسش داریم یکی هم کسی که بی تفاوت هستیم نسبت بهش) در حقمون انجام بدهند از کسی که دوسش داریم بیشتر ضربه میخوریم. یا وقتی انتظار کمک داریم اون شخص نباشه!! این امیرحسین منیم بیردانه م دی! خیلی وقتها از روی محبتم گاز میگیرم لپشو یا دستشو.. اگه احیانا یکم محکمتر باشه و ناراحت بشه و گریه کنه دیگه با من کاری نداره! با همون گریه و سروصدا برمیگرده به مادرش میگه چرا گذاشتی منو گاز بگیره!!

خاله م که بعد از 2 تا پسر به قول خودش زینب ش رو از دیگ نذری های امام حسین علیه السلام گرفته خواست دختر رو به خاطر اینکه که میخواست قابلمه رو از رو گاز برداره با اون صغر سنی ش تنبیه کنه که وقتی خونه نیست از این کارها نکنه و خدای ناکرده اتفاقی براش نیفته! زینب گریه زاری میکنه ابدا هم توجهی به حضور کسی غیرمادرش نداره! میرود و در آغوش مادرش هم گریه میکنه هم کلی قربون صدقه مامانش میره!! ناخودآگاه یاد این قسمت از دعا افتادم که: ای کسی که از تو به تو پناه می برند..

میدانید میگویند وقتی حالت خوبه به یه موزیک گوش میدی ولی وقتی حالت بده رو تکست اون موزیک گیر میکنی.. خیلی دلم میخواد این دعاها رو با معنی هاش درک کنم و قلبم اروم بگیره. جایی اگر بود میان مناجاتتان یاد ماهم باشید

عید غدیر هم پیشاپیش مبارک

این مسابقه رو حتما شرکت کنید سوالهاش خیلی اسونه

درپناه حق یاعلی

مشق حضور...

ما را در سایت مشق حضور دنبال می‌کنید

برچسب: تاریخ,انقضای,آرزوها, نویسنده: بازدید: 149 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 20:26

صفحه بندی